عمارتی زیبا در فضایی زیباتر در میان درختانی که رنگ زعفرانی پاییز با سبزی برگهایشان در هم آمیخته ... اینجا ساختمانی است که کانون نویسندگان ارمنستان به اعضایش اختصاص داده برای استراحت، ورزش کردن و البته نوشتن که فضای ساختمان جان میدهد برای نوشتن ...
به گزارش خبرنگار بخش تئاتر خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، هر چند ساختمان قدیمی است، هر چند هنوز یادآور دوره کمونیسم است، هر چند فضای آن شبیه فضای فیلمهای وهم آلود است اما حسی خوب دارد، حس دلنشین آرامش که گوشهای بنشینی،آرام آرام چای را مزه مزه کنی چشمت را بسپاری به مناظر و دستت را بسپاری به قلمی که ناخودآگاه میلغزد روی سپیدی کاغذ...
در این فضاست که گفتوگوی میان ایسنا و رییس کانون نمایشنامهنویسان خانه تئاتر انجام میشود. در آخرین شب سفر نمایشنامهنویسان ایرانی به ارمنستان در شهر «زاغکازور» که حدود نیم ساعت تا «ایروان» فاصله دارد.
همچنانکه دو نویسنده ارمنی شطرنج بازی میکنند، محمد یاراحمدی رییس کانون نمایشنامهنویسان خانه تئاتر از جلسهای میگوید که یکی دو ساعت قبل با لئون آنانیان رییس کانون نویسندگان ارمنستان و هاکوپ قازانچیان رییس انجمن دستاندرکاران تئاتر این کشور داشته و در شام آخر حرفهای زیادی درباره این نشست مشترک دارد.
یاراحمدی درباره این جلسه میگوید: قرار شد برای آغاز همکاریها، یک نمایشنامه ایرانی توسط گروهی ارمنی تولید شود و ما هم یکی از نمایشنامههای آنان را در ایران اجرا کنیم.
رییس کانون نمایشنامهنویسان بیشترین تاکیدش بر نمایشنامه است و در این باره توضیح میدهد: آنها پیشنهادات متفاوتی برای شیوههای مختلف تولید داشتند اما پیشنهاد من این بود که نمایشنامه را به عنوان پایه کار مورد توجه قرار دهیم و بعد با توجه به ظرفیتی که داریم میتوانیم به انواع تولیدات مشترک و نیز نمایشهایی بر اساس آثار کلاسیک جهان مانند نمایشنامههای چخوف، شکسپیر و ... روی آوریم اما اینها در مرحله بعدی فعالیتهای ماست.
یاراحمدی همان اندازه که از این نتایج خوشحال است از بابت حمایت بخش دولتی تئاتر ایران نگرانی دارد و میگوید: انجام همه این فعالیتها در گرو حمایت دولت است چرا که تنها کاری که کانون نمایشنامهنویسان خانه تئاتر میتواند انجام دهد، شناسایی فضاها و ظرفیتهای موجود است و اینکه تلاش کند ارتباط میان گروههای تئاتر ایران و ارمنستان و دیگر کشورها برقرار شود اما با توجه به اینکه نظام تئاتر ما دولتی است بدون حمایت دولت نمیتوانیم به شکل بایستهای این برنامهها را پیش ببریم.
نویسنده نمایشنامه «تیغ کهنه» که از حمایت وزارت فرهنگ ارمنستان خشنود است، ادامه میدهد: خوشبختانه از سوی ارمنستان و وزیر فرهنگ این کشور استقبال خیلی خوبی برای تداوم برنامهها انجام شده و خیالمان از بابت ارمنستان راحت است. آنها تقریبا به تمام تعهداتشان در مورد چاپ نمایشنامههای ایرانی عمل کردهاند و برای وارد شدن به مرحله بعدی یعنی اجرای نمایشنامههای ایرانی توسط گروههای ارمنی هیچ مشکلی ندارند و حالا نوبت ماست که آثار آنان را در ایران ترجمه و منتشر کنیم. حال باید ببینیم دولت ما از فضایی که برای ایجاد تعامل و همکاری میان نمایشنامهنویسان ایرانی و ارمنی فراهم شده و به نفع تئاتر ایران است، چه حمایتی انجام میدهد.
یاراحمدی درباره ضمانت انتشار این نمایشنامهها توضیح میدهد: بسیاری از ناشران خصوصی علاقهمند به این همکاری هستند به ویژه نشر «افراز» که همکاری خوبی با ما داشته است اما همه اینها نیازمند حمایت دولت است. این حرکتی ملی است و حرکتی نیست که فقط محدود به تئاتر شود. چنین حرکتهایی قطعا به نفع جریان کلی فرهنگ در کشور است. از این راه است که میتوانیم فرهنگ ایرانی را در قالب نمایشنامه و اجراهای صحنهای به کشوری بشناسانیم که با ما علائق و منافع مشترک دارد اما مردمش چیز زیادی از ما و تئاتر ما نمیدانند.
رییس کانون نمایشنامهنویسان خانه تئاتر در پاسخ به پرسشی دیگر درباره ضمانت اجرایی تفاهمنامهای که با رایزنی ایران در ارمنستان بسته شده، میگوید: هیچ ضمانت اجرای ندارد مگر اینکه سفیر ایران در ارمنستان روی قولش بماند و برای حفظ دستاوردهای این سفر و توسعه همکاری میان هنرمندان تئاتر دو کشور، کوششهای لازم را انجام دهد. زیرا وزیر فرهنگ ارمنستان در حضور سفیر ایران به هیات ایرانی گفت از هیچ کمکی دریغ نخواهد کرد و از سفیر ایران هم خواست همه آنچه که برای توسعه و برقراری این رابطه لازم است از طریق سفارت ایران به ایشان اعلام کند. بعد از این، برعهده وزارت ارشاد و معاونت هنری و مرکز هنرهای نمایشی است که برای پیشبرد این همکاریها نقش خود را به درستی ایفا کنند.
یاراحمدی با بیان اینکه کانون نمایشنامهنویسان توقع و چشمداشت خاصی ندارد، تاکید میکند: ما با ایجاد ارتباط فرهنگی، سنگ بزرگ را از سر راه برداشتهایم آنچه را که دولت باید انجام دهد، ایجاد تسهیلات و ایجاد تضمینهای فرهنگی لازم برای ادامه این همکاریهاست. تضمینهایی که بتوانیم بر پایه آن به تعهداتی مانند حضور نمایشنامهنویسان ارمنی در ایران و انتشار و اجرای نمایشنامههایشان، عمل کنیم.
علاوه بر مسایلی که یاراحمدی به آن اشاره میکند، نگرانی دیگری هم وجود دارد. اگر در دوره بعدی افراد دیگری به عنوان هیات مدیره کانون نمایشنامهنویسان خانه تئاتر انتخاب شوند تکلیف این تفاهمنامه چه میشود؟! آیا آنها هم این موضوع را پیگیری خواهند کرد؟ پاسخ رییس کانون نمایشنامهنویسان چنین است: اگر بتوانیم این همکاریها را در قالب تفاهمنامهای رسمی انجام دهیم که دولتهای هر دو کشور از آن حمایت کنند و تضمینهای لازم را برای تداوم فراهم سازند، این حرکت به عنوان یک رابطه فرهنگی نهادینه خواهد شد. بنابراین پیگیری و استمرار این جریان دیگر منوط به علائق شخصی افراد نخواهد بود بلکه ضرورتی است که هرکس مدیریت کانون نمایشنامهنویسان را بر عهده بگیرد باید به آن پاسخ بدهد.
نویسنده نمایشنامه «شب آخر دنیا» به دو سفر کانون نمایشنامهنویسان به ارمنستان اشاره میکند و میگوید: تجربه این دو سفر نشان داد ما برای حضور در صحنههای بینالمللی آمادگی زیادی داریم. خردورزی ، نوعدوستی و بلند پروازی فرهنگی هنرمندان تئاتر ایران سرمایهای بزرگ برای کشور ماست که به کمک آن میتوانیم سرنوشتی دیگر برای تئاتر ایران رقم بزنیم. تئاتر ما سالهاست در انزوا به سر میبرد در حالیکه این شایستگی را دارد که در عرصه بینالمللی حضور یابد و ارزشهای فرهنگی و هنری خود را در مقیاس جهانی آشکار کند.
او ادامه میدهد: چاپ این 10 نمایشنامه به زبان ارمنی به ما ثابت کرد که در سطح بینالمللی از ظرفیت و قابلیت بسیار بالایی برای سرمایهگذاری برخورداریم. این فرصتها را غنیمت بشماریم و اجازه دهیم که نمایشنامههای ایرانی آن طور که شایسته و بایسته است در عرصه بینالمللی خود را معرفی کنند. شاید این اقدام و اقداماتی از این دست بتوانند به میزان قابل توجهی باعث جبران توسعه نیافتگی تئاتر ما ، کاهش بحران بیکاری و گشایش افقهای تازهای فراروی تئاتر کشور شود.
محمد امیریاراحمدی در پاسخ به این پرسش که معرفی نمایشنامههای ایرانی در سطح بینالمللی چقدر در جهت ایجاد اشتغال هنرمندان ما کمک میکند،میگوید: بسیار موثر است. وقتی از حرفهای بودن سخن میگوییم منظور فقط تولید هنری در یک جغرافیای محدود و داخلی نیست. تئاتر حرفهای، تئاتری است که متعلق به همه جاست. تئاتری است که گرچه خاستگاه آن بومی و منطقهای است اما میتواند حامل پیامی جهانی باشد و با مخاطب غیر بومی ارتباط برقرار کند. ما سالها در داخل کشور کار کردهایم و لذا اغلب نمایشنامههای ایرانی دارای ارزشهای درونی است. بیشک معرفی نمایشنامههای ایرانی در دیگر کشورها به ما کمک میکند تا قابلیتها و کاستیهای خود را شناسایی کنیم و به زبانی دست یابیم که لازمه حضور در بازارهای فرهنگی بینالمللی است.
او از دیگر ویژگی مثبت این رابطه هم میگوید: این ارتباطات همان گونه که باعث ایجاد تمایلات و مطالبات فرهنگی نوینی در نزد هنرمندان تئاتر میشود، مسئولان را نیز متوجه این ضرورت میکند که برای ورود به عرصههای بینالمللی باید ساز و کار لازم را ایجاد کند. بدیهی است که هر گونه تعامل فرهنگی در سطح بینالمللی نیازمند فراهم ساختن ابزارها و امکاناتی است که یا بخش دولتی باید آن را فراهم کند و یا اجازه دهد بخش خصوصی وارد عمل شود.
و این چنین است که نویسنده نمایشنامه «بیوههای غمگین سالار جنگ» ادامه میدهد: ما با این اقدامات در واقع ضرورتها را یادآور میشویم چون در خلاء نمیتوان کاری انجام داد. باید ضرورتها به شکلی ملموس آشکار شوند تا الزامات و مقتضیاتش نیز معلوم شوند. بیشک تئاتر ما از ظرفیتها و قابلیتهای برخورداراست که اگر از حمایت و سرمایه گذاری دولت و بخش خصوصی بهرهمند شود، میتواند در سطح بینالمللی به جایگاه و منزلتی دست یابد که براستی شایسته آن است.
رییس کانون نمایشنامهنویسان خانه تئاتر در بخش پایانی صحبتش به ایسنا میگوید: برای ما مهم این است که نمایشنامههای ایرانی را در قالب اجرا بشناسانیم و بازار بینالمللی برایشان پیدا کنیم. نمایشنامه از راه انتشار بینالمللی نمیشود بلکه چاپ نمایشنامه مقدمه است. زمانی نمایشنامههای ما در سطح بینالمللی معرفی میشود که به اجرا برسند و از طریق اجراهای موفق شناسایی شوند. این نکتهای است که در گفتوگو با مسئولان هم بر آن تاکید داشتهایم.
گفتوگوی ما تمام میشود اما بازی شطرنج دو نویسنده ارمنی همچنان ادامه دارد.
نویسندگان ارمنی خانههایی دارند برای چنین فعالیتهایی. این خانه یکی از آن خانههاست. خانه دیگری هم دارند در کنار دریاچه «سوان» که یکی از زیباترین نقاط ارمنستان است، درمانگاه ویژهای هم دارند...